#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_140


بوسید وگفت : چشم عزیزم تو استراحت کن

چیزی نگفتم و چشام و بستم

حامی از اتاق خارج شد قرص اثر کرده بودن و زود خوابم برد

نمیدونم ساعت چه وقت شبانه روز بود

که با نوازش دستی لای موهام چشامو

باز کردم نگام به نگاه حامی گره

خوردکه خیره ی من بود وقتی دید بیدار شدم لبخندی زد

چه خوب شد كه زمين خوردم و چند روزی بی هوش

بودم انگار روی آقا تاثیرات مثبت داشته که

مهربون شده و همه اش لبخند میزنه

با صدایی که بر اثر خواب گرفته بود

گفتم : ساعت چنده ؟

- سلام خانوم خوش خواب ساعت 10 شبه

_ اووووه این همه خوابیدم کی شب بیدار بمونه


romangram.com | @romangram_com