#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_137
حامی که پشتم وایساده بود
خواستم بچرخم که دستشو دور کمرم
حلقه کرد و نفس عمیقی توی موهام کشید
آروم زمزمه کرد : خیلی وسوسه برنگیز شدی
ازش فاصله گرفتم گفتم : یادت رفته من
برات جذاب و هوس انگیز نیستم
چطور یهو برات جذاب شدم ؟
- حامی نگاهی بهم انداخت گفت :
چی بگم وقتی انقدر باهات بد تا کردم
رفتم سمت در اتاق و گفتم : دلم
می خواد تنها باشم تا یه تصمیم
درست بگیرم و از اتاق بیرون رفتم
" میدونستم اهل طلاق گرفتن و خونه
بابا رفتن نیستم 6 ماه زحمت نکشیده
بودم که حالا ول کنم برم و همه به
romangram.com | @romangram_com