#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_134


حامی که رفت به سختی شلوارم رو

درآوردم و رفتم سمت حموم

حامی وان رو پر از آب کرده بود و بوی

خوش شامپو و صابون حمام رو برداشته بود

چند تا گلبرگ پرپر شده هم توی آب وان بود

لبخندی از این کارش روی لبم اومد

زمزمه کردم حالا حالاها باید تلاش کنی آقا حامی

با احتیاط با لباس زیرام رفتم توی وان و

مواظب گچ دستم بودم تا خیس نشه

حامی با پلاستیک توی دستش وارد

حمام شد و اومد کنارم

لباساشو عوض کرده بود و فقط یه

شلوارک تنش بود

کنار وان روی پاهاش نشست دستمو توی


romangram.com | @romangram_com