#دریا_پارت_147
حالت متفکری به خودش گرفت
-اگه دختر خوبی باشی و به حرفام گوش کنی شاید اجازه بدم یه ذره فسنجون بخوری
نه هرکاری می کنم نمی تونم حریف رهام بشم
-سوسن جون من سالد درست می کنم
رهام به جاش جواب داد:همین الآن به اتاقت برمی گردی تا اطلاع ثانوی هم حق نزدیک شدن به آشپزخونه رو نداری
باعصبانیت گفتم:چرا؟
اما اون باخونسردی جواب داد:اولاًباید استراحت کنی ثانیاًبهت اعتمادی نیست ازکجامعلوم به فسنجون ناخونک نزنی؟
-من به اتاقم نمی رم
-پس خبری از فسنجون نیست
لج بازی فایده ای نداره بنابراین تصمیم گرفتم باملایمت برخوردکنم
چشمامو مظلوم کردم
-رهام اون آمپولی که بهم زدی حسابی سرحالم کرده موندن تو اتاق خیلی سخته باورکن حوصلم سر رفت
فکرکنم تونستم نرمش کنم
-خیلی خب لازم نیست بری اتاقت
romangram.com | @romangram_com