#دریا_پارت_101


دریا خواست اعتراض کنه اما با دادی که رهام زد ساکت شد –همین که گفتم

گفته بودم پاش بیفته رهام ازمنم بدتر می شه

-با این وضعیت نمی ذارم بری شیراز

هردوشون باتعجب بهم نگاه کردن دریا با بهت پرسید تو ازکجا می دونی؟

-مهم نیست که ازکجا می دونم مهم اینه که اجازه نمی دم بری شیراز



رهام دست ازنوشتن کشید –قضیه چیه؟

-قضیه اینه که خانم تصمیم گرفتن دانشگاه شیرازو انتخاب کنن

- چراتهرانو انتخاب نمی کنه؟

-نمی دونم بهتره ازخودش بپرسی

هردومون زل زده بودیم به دریا ومنتظر بودیم تا جواب بده

-خب..چونکه رتبم به اندازه ای نیست که بتونم تهران قبول شم

رهام که ازچیزی خبر نداشت درظاهرقانع شده بود اما من نمی تونستم حرفشو باورکنم

-مگه رتبت چند شده؟

به وضوح رنگش پرید رهام هم بیشتر کنجکاوشده بود ومثل من منتظرجواب بود دریا حسابی دست وپاشوگم کرده بود وجوابی نداشت بهمون بده


romangram.com | @romangram_com