#دردسر_پارت_515
سوالی نگام کرد و گفت:
-دقیقا میخواستم همین سوالو بپرسم. پس تو همون فامیلی هستی که آزیتا ازت زیاد تعریف میکرد
-مثل اینکه اره.ولی آزی از شما اصلا نگفته برام
-شما میشناسید همو؟دوستید؟
چپ چپ نگاش کردم و برای عوض کردن بحث گفتم:من تشنمه
نیاوش خودشو انداخت وسط و گفت:
-الان میرم یچی میخرم.چیمیخوری؟
romangram.com | @romangram_com