#دردسر_پارت_508



بلند شدم و همزمان لگدی به پاش زدم

-عمت فداش بشه ..



اخی گفت و اومد حرفی بزنه که گوشیش زنگ خورد

شیرجه زد رو گوشی .

-اروم بابا ... گوشیه فقط .استخون نیست..



دیدم انگشت اشارشو جلو بینیش گذاشت و هیسی گفت ..

بعد دکمه اتصالو زد

-جانم ؟؟؟؟



-......



حالت صداش عوض شد و گریه هاش شروع شد


romangram.com | @romangram_com