#دردسر_پارت_329
-دوست دختر عرفان ...
خشک شده سرجام ایستادم.
بدنم لرزید .. سرمای بدی وجودمو لرزوند.
چی چیه عرفان؟؟ یعنی چیزی که من تا الان فکر میکردم همسرشه.دوست دخترش بود ..
وای..
حال بدی بهم دست داد..
حس کردم محتویات معدم داره خالی میشه و سرگیجه داشتم
افت فشار همیشگیم ..
سعی کردم کلامم ضعف درونمو نشون نده
-بله بفرمایید؟
-میخواستم باهاتون صحبت کنم ..
-دلیلی نمیبینم..
-من درباره رابطتون با عرفان خبر دارم.
-رابطه ای بین ما نیست خانوم .لطفا مزاحم نشید و به دوست پسرتون برسید
romangram.com | @romangram_com