#دردسر_پارت_303

تا خرخره فرو بودم تو عالم مستی ..

دستمو فرو کردم توی موهام ..

دیگه اشکی نداشتم ..

فقط سکوت ..

کوبیده شدن بی وقفه در توجه ام و جلب کرد .

بدون عجله .خودمو به در رسوندم و باز کردمش ..

حتی نپرسیدم کیه ..

سرم پایین بود .

کفشای ادیداس سفید و شلوار جین مشکی .

پس یه مرد بود.

سرمو یکم بالا اوردم ..

دستای مردونه با موهای طلایی ..

لباس مردونه سفید ابی نامرتب ..

شناختمش ..

زمزمه کردم .


romangram.com | @romangram_com