#دردسر_پارت_298

یعنی تازه بود؟؟؟؟

از حرکت ایستادم .. یعنی وقتی ادعای عاشقی منو داشت ..خودش با اون ...

باهم ...

لگدی به زمین زدم و تکیه به دیوار دادم و لیز خوردم و روی زمین نشستم ..

یه چیزی به قلبم تبر میزد .

حس میکردم خورد شدم ..

تکه تکه شدنمو حس میکردم ..

مردی که فقط دروغ بود .

کلک بود .

پنهان بود .

مبهم بود ...

چشمای زیباش پر از دروغ بود .

از جام بلند شدم و نفهمیدم کی صورتم خیس شد .

شیشه مورد علاقمو برداشتم و تا خرخره سر کشیدم . طعم تندش معدمو سوزوند و اشکم شدت گرفت ..

داشتم اندازه این سه سال زار میزدم .


romangram.com | @romangram_com