#دردسر_پارت_279

-ببند اون زیپو تا با چاقو تیکه تیکه اش نکردم برای نهار کباب نپختم ..

چشمام گشاد شد و گفتم

-تو؟نه بابا؟؟ النگوهات نشکنه ..

خیز اورد سمتم . من از اون تیز تر بودم از صندلی بلند شدم و از روی اپن پریدم تو سالن قبل رسیدنم به اتاق دیدم از زمین بلند شدم و پرت شدم رو مبل ..

با جیغ گفتم

-چخه چخه سگ هار ..

خندید و دستامو به صورت × جلوی صورتم قرار داد و با یه پاش جفت پاهامو گرفت .

خندید و گفت

-کیش و مات .. خب حالا میخوای چیکار کنی ؟

یکم وول خوردم .اصلا نمیتونستم تکون بخورم

لبخندی زدم و از صلاح دخترونه ام استفاده کردم ..

ناخونام .......

تا ته فرو کردمشون توی دستاش و همزمان گوشه دستشو گاز گرفتم

دادی زدو دستاشو عقب برد .

خندیدم و پریدم که برم یهو دیدم کلید افتاد توی در ..


romangram.com | @romangram_com