#دردسر_پارت_276

-با اون قیافش .. اه اه اه شبیه خربزه گندیده اس ..

شلوارمو پام کردم و رفتم جلو ایینه و ادامه دادم

-کم عقل خنگ ..تازه راه رفتن خودشو ندیده . شبیه پنگوئن ماده باردار فلج راه میره ..

دیگه اراده ای روی چرتو پرتام نداشتم و دری وری بار میکردم

-تازه صدای خودشو نشنیده که صداشو روی من بلند میکنه ..

به این قسمت که رسیدم شالمو روی سرم مرتب کردم و با جیغ گفتم

-صدات شبیه خروسه بالغ نشده اس که با اعتماد به نفس سر صبح اواز میخونه .



کشون کشون خودمو به در رسوندم و درو باز کردم و خارج شدم

مستی یکم از سرم پریده بود .

دیدمش که به دیوار تکیه داده و داره میخنده ...

دندونامو روی هم فشردم و چپ چپ نگاهش کردم ..

قهقهه ای زد و گفت

-بشین برات اب بیارم بهتر بشی ..

نشستم روی صندلی دم دستم و اونم اروم ازم دور شد ..


romangram.com | @romangram_com