#دردسر_پارت_241
هندزفری رو توی گوشم گذاشتم و صدای موزیک رو تا اخر زیاد کردم..
صدای بهرام مثل ابی بود که اتیش قلبمم رو خاموش میکرد..
بغضمو قورت دادم عرفان منو یاد خودم مینداخت..هنوزم یادمه که چطور علی اون علی عوضی منو شکست..دلم میخواد پر بکشم تو گذشته و اون روز نحس ازدواجشون.......
ارزو-رویا اجی کوچولوم خوشگل شدم
سری تکون دادم
ارزو-عزیز دلم ناراحت نباش من که برای همیشه نمیرم
از جام بلند شدم و از اشپزخونه خارج شدم..به علی نگاه کردم توی اون کت و شلوار دودی بی نظیر شده بود...
سرمو تکون دادم از فکر گذشته خارج شدم ولی یه چیزی بدجور اذیتم میکرد اون نامه ای که علی بهم داده بود و هیچ وقت نتونستم بخونم..اااه..
رفتم زیر تخت و دراز کشیدم ای خدا اخرش چی میشه خودت کمکمون کن..صدای اهنگ قطع شد..باز داریوش داشت زنگ میزد بی حوصله جواب دادم
-بله
داریوش-باز بی حالی ک
-داریوش خوبه بهت گفتم من چند وقته بی اعصابم باز میپرسی
داریوش-رویا تقصیر من چیه این وسط؟
-ک هی زنگ میزنی بدتر عصبیم میکنی اصن چه دلیلی داره زنگ بزنی..دیگه تدریسمم تموم شد واس چی زنگ میزنی
داریوش-دلم برات تنگ میشه خوب
romangram.com | @romangram_com