#دردسر_پارت_212
خودشو تو ایینه نگاه کرد و لبخندی زد.
-ممنون
داشت میرفت که زود گفتم
-وایسا
ایستادو برگشت
-خیلی خوب شدی
لبخندی زد و گفت
-تو بهتر شدی .
انگار زیاد از سهراب این مدلی خوشش نمیومد چون زود خودش شد و نیشخندش مهمون صورتش شد .
-بریم یا باز وایسیم تعارف تیکه پاره بزنیم؟
-بریم .
به سمت در خروجی قدم برداشتیم .
با خروجمون از اتاق از ذوق خندیدم
مهمونا اومده بودند و همچیز عالی بود
اماده شدیم برای یه شب عالی ...
romangram.com | @romangram_com