#درنده_ولارینال_پارت_464
- برای چندمین بار روهان برامون پیغام فرستاده که مانع روستایی ها بشیم ...
- چه توقعی ازمون داره .. براش سرباز بفرستم ؟!
بریان خندید و گفت :
- قضیه شوخی نیست کریشنا ... این روهانه ... نکنه فراموش کردین اون کیه ؟
کریشنا شانه بریان را فشرد و گفت :
- می دونم . می دونم اون کیه بریان .
بریان صدایش را پایین آورد :
- بعید نیست تخت به اون وفادار باشه .
کریشنا که حالا کمی عصبی به نظر می رسید گفت :
- نه ... هر دومون خوب می دونیم تخت به کی وفاداره ... دالویش انتخاب تخته ... و وفاداری تخت هم اقدام دالویشه .. روهان هیچ کاره اس اینجا ...
- هیچ کس نمی دونه تخت چطور انتخاب می کنه .. هیچ کس از تصمیماتش سر در نمیاره .
کریشنا اخم کرد :
- بریان ... روهان کاری ازش ساخته نیست ...
بریان با خشم گفت :
- روهان وارث ولاریناله ...
کریشنا چشمانش را تنگ کرد و متحکمانه گفت :
romangram.com | @romangram_com