#درنده_ولارینال_پارت_298

آیدن گفت :

- شوخیتون گرفته ... تقریبا همه لشگر ما از مردم سالاریال بودن ... حتی اگه بریان هم بود نمی تونست این خیانت رو کنترل کنه .

الویس گفت :

- کاستار غیر قابل اعتماد بود .. درست مثل دخترش .

آیدن دوباره به دژ نگریست و گفت :

- ما با همیم اما ملیساندرا تنهاست .

راجر با خشم گفت :

- تنها ؟ تنها ؟

روهان با تاثر گفت :

- حقیقت اینه قربان ... ملیساندرا با اوناست .

آیدن فریاد زد :

- چی ؟

صدای فریادش در محوطه قصر پیچید . سربازان سالاریال راه را برای آدریان باز کردند . آدریان و ملکه اش _ رزالین _ به آنها نزدیک شدند . آدریان با صدای رسایی گفت :

- به قصر خوش برگشتی آیدن . ولیعهد .

آیدن با نفرت به او نگاه کرد و گفت :

- آدمی مثل تو فقط با ابزار خیانت می تونست برنده باشه .

romangram.com | @romangram_com