#در_تعقیب_شیطان_پارت_231

- خوبه.

- پریسا؟

- جونم ؟

- فقط اگه سر و صدایی شنیدی که به نظرت غیر عادی بود به من بگو.

- باشه هر چی بشه بهت میگم.

حالا هم بریم بخوابیم که خیلی خستم .

- باشه.

با هم به اتاق خواب رفتیم تا استراحت کنیم. طولی نکشید که خواب چشمام رو ربود.

نیمه شب بود که صدای جیر جیر چیزی رو از طبقه ی بالا احساس کردم. انگار کسی داره روی کف چوبی اتاق راه میره و صدای چیر جیر تخته ها بلند شده. ترس عجیبی بهم نفوذ کرد آروم دستم رو روی سینه ی پاتریک گذاشتم و خیلی آروم تکونش دادم.

پاتریک خیلی زود بیدار شد انگار خوابش خیلی سبک بود.

- چی شده خانومم؟

- پاتریک از بالا یه صدایی میاد انگار یکی داره تو طبقه ی بالا راه میره صدای جیر جیر کف چوبی اتاق بلند شده بود.

romangram.com | @romangram_com