#در_تعقیب_شیطان_پارت_194
از حرفش تو جام خشکم زد. چی گفت؟ خوش مزه؟
- تو چیکار کردی پریسا؟ نگو که از اون مایع خوردی؟
- نه خوردن که نه اما خب کمی ازش چشیدم.
- وااااای بر من.... تو چیکار کردی دیوانه؟
- خب حالا مگه چی شده دیوانه هم خودتی. مزه گیلاس میداد.
- دختره ... اون خون بود بیشعور. چطور اون لعنتی رو خوردی؟
- با گفتن این حرفم پریسا جلوی دهنش رو گرفت و هر چی خورده بود بالا آورد. از کارم پشیمون شده بودم آروم شونه هاش رو مالیدم تا حالش بهتر بشه.
- پاتریک حالا چه بلایی سرم میاد؟ اون خون چی بود؟
حسابی کلافه بودم. این دختره واقعا عقل داشت؟ گاهی به حدی باهوش می شد که از هوشش حیرت زده می شدم و گاهی خنگ تر از هر چی که فکرش رو بکنی می شد.
- خون اژدها بود برای انجام جادو های ساختار شکن و حسگر ازش استفاده میشه.
- حالا چی میشه؟
romangram.com | @romangram_com