#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_56

درسته که دلخورم اما میخوام خودمو به این باور برسونم که من باید برای خواسته هام جنگ که نه ولی تلاش کنم . فکر میکنم دست به جنگیدن زیادی خطر داشته باشه باید پای همه چی بیاد وسط ، میخوام بعضی چیزا تو حاشیه بمونن مث احترام مادر و پدرم ، برداشت خوبه خاله ساجده و عمو کوروش

بالا که بر میگردم صدای شهرام بلند تر از حد معمول شده ، از صبح که اومده یه سری بزنه چهره گرفته اش نشون میداد اوضاع زندگیش خیلی خوب پیش نمیره

- خسته شدم مامان تابهش حرف میزنم میگه این حرف مامانته این حرف خواهرته ، داداشت گوشت رو پر کرده ، بابات ال کرده بابات بل کرده پای همه جد و آبادم رو میکشه وسط . نمیدونم چشه اخلاقش صد و بیست که خوبه دویست و بیست درجه برگشته انگاری این قرص و سوزنا رو مغزش بیشتر اثر میکنه تا رو ...

- مادر قربونت برم شایدم اثره همین قرص و دواهاست مگه کم چیزیه مشت مشت قرص خوردن و سوزن زدن ، تن میخواد اینا هم که همه شیمیایی هی چپ راست بریزه تو معده بیچاره . سر به سرش نزار هورموناش داره واکنش نشون میده سیستم بدنش بهم ریخته بهش حق بده از یه طرف استرس آخر و عاقبتش از یه طرف دل نگران حرفای نزده ما فکر میکنه میخوایم عیبی بندش کنیم بگو بش داره به خودش ظلم میکنه .

کنار داداش شهرام میشینم ، دستی به شونه ام می کشه دلم برای لبخند بی محتواش می گیره

- میگی چیکار کنم خسته از کار نیومده باید با خانم سر و کله بزنم ، خدا نکنه یادم بره این وسط از روند درمانش بپرسم دیگه قیامت

- خب چرا یادت بره زنته باید برات مهم باشه حتی بیشتر از خودت

بمیرم برای مامان مهربونم که چی میگه و دیگران پشت سرش چه میگن .

- همه زندگیش شده حرف یارون شوهر

- مگه ما چی گفتیم که بهش مشبه شده پشت سرش خبریه اتفاقا تنها حرفی هم که وسط نمیاد حرف صدیقه خانمه

romangram.com | @romangram_com