#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_554

همگی جمع شدیم شروع کردیم وقتی دست آرشام سمت کیانا می ره تا پیراشکی گوشت بزاره براش می بینم اونم کنار برادرش

جا خوش کرده . کسی هم هست که ندونه تو دل آرشام خان چه خبره ؟ خب یه باره مشنستی کنارش دست و پای پول سازت رو هم این

همه به زحمت نمی نداختی . زیر چشمی دارم آقا کیان رو که دو تا از پیراشکی گوشت رو مهمون ظرف خودش می کنه

سینی سنگین فرانسوی مامان میاد سمتم جایی بین منو نجلا مخاطبش انگاری درو دیوار با همه ، هیچ نشونی از توجه به دستای

دراز شده اش تو صورتم نمایش نمیدم و نجلاست که تعارف کیان رو قبول دار میشه

- تشکر زحمت نکشید ، شما بفرمایید

داداش و زن داداشم که سهمیشون رو بر می دارن .....

- داداش اون پیراشکی رو به من میدی ؟

طعنه نجلا آروم ولی تکان دهنده ست خب اینم از دومی سومی هم خدا کریمه .

صدای قاشق و چنگال و جا به جا شدن ظرف ها به دست همدیگه رو دوست دارم حس زندگی داره یه تلاش بی پایان برای زندگی

romangram.com | @romangram_com