#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_53


- آقا کیان یعنی من سرما اینجا بمونم تا آسانسور برگرده ؟

- وقتی هم اومدید پایین می دونستید که هوا هنوز سرده

بد ذات نگاه پر شیطنتش رو انداخت تو چشمم یه لبخند خبیث هم رفت رو لبش . همه و همه فقط به فاصله ی چند ثانیه ای بستن در آسانسور طول کشید . ما انسانها چقدر درگیر همین خورده ثانیه ها هستیم و بی خبریم ثانیه های که هیچ کس به چشم نمیاره و قدر و ارزشش رو درکت نمیکنه .

چیکار می تونستم بکنم به غیر از یه پوف بلند که حداقل سرما رو ازم دور کنه . آسانسور رسیده بالا طبق برنامه ریزیش باید برگرده پایین که من منتظرم اما خلاف دستورم میره طبقات بالا تر . بدجنسی که شاخ و دم نداره ، من که میدونم داره منو سرما اینجا نگه میداره خب یعنی چی ؟ که چی بشه ؟ خوبی به تو نمیاد مردک بی ریخت که نه ولی گنده آره مردک گنده خوبه مردک با گنده مچ میشه ترکیبش میشه کیان . من چی دارم میگم ؟ با حرص بی ثمر دکمه کوچیک گرد آبی رنگ رو چندین بار میزنم اما چاره چیه باید وایسم . چشمم داره با شمارش طبقات پایین میاد

- سلام چطوری ؟

ذلیل شی دختر شک نداشتم بختک افتاده روم هرچی داداشش تحویل نمیگیره این خودشو تا ته حلق آدم می چپونه تو

- سلام و حُناق پیاده نکبت ترسیدم

- هیین دلارام این روتو نشون نداده بودیا

- چون شما هم تا حالا مثل اجنه ظاهر نشده بودی


romangram.com | @romangram_com