#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_523
5 هفته هم نمیتونه هیچی رو کمرنگ کنه خصوصا سیاهی تهمت رو
و باز کت سرمه ای رنگش .... همیشه دیدن این مرد کت سورمه ای نهایت آرزوی من بود چی تو من از بین رفت که دیدنش هم منو می ترسونه
سرما به شدت هرچه تمام تر به استخونم می رسه دندونام از ترس از سرما یا مخلوطی از هر دو ریتم گرفتن
بهرامن منو به طرز فجیهی می کشه اونم برای یه بستنی با طرح مسخره ی یه پرنده قرمز رنگ نه .... نه ... نه میخوام نه می تونم
من با دیدن این مرد فقط به واژه تن فروشی می رسم با دیدنش همه ذهنم پر میشه از اون جمله و دلم نمیخواد یه شب سخته دیگه رو
پشت سر بزارم
- عمه جون نکن تو برو من ... من کفشم رو درست کنم میام
از خداش بود پیشنهادم و من موندم آواره و سر گردون کجای کفش راحتی م رو درست کنم ؟
با نگام دنبالش می کنم از رو بی حواسی بچگانه اش میخوره به پاهای کیان ، صداشون برای نشنیدن زیادی هم دور نیس
romangram.com | @romangram_com