#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_488
شکست و خورده هاش تو خونه خاله جا موند ، کی حال داشت بشینه خورده و ریزه شکسته های منو جمع کنه، بدتر میشد اگه ایستاده بودم
اگه دست می بردم سمت شکسته های غرورم تیکه های وجودم ممکن بود به جاهای دیگه هم صدمه بزنه میون اون همه تاریکی
بین شمع های سوخته شده ی خاموش شده زیر بار اون همه تهمت و حقارت . راسته که میگن یه وقتای جوری می شکننت که وقتی
تکه هات رو بهم می چسبونی میشی یه آدم دیگه و من الان اینو با تمام بی حالی تجربه می کنم آرام جدیدی که از من تولد شد
یه جنبه دیگه از آرام امشب سر باز کرد از پیله بیرون زد تا نشون بده خوب بودن وظیفه نیس محبت و دوست داشتن نشونه ی
احمق بودن نیس ..
نمیدونم چطوری و با چه حالی خودم رو رسوندم پایین به چه طرز ضایع ای جواب سین جیم مامان رو دادم یه خط در میون
خودم ، خودم رو لو می دادم چطوری نجلا رو پیچوندم چه بد که سر بهرامن داد زدم بهرام رو با چه اخمی از سر خودم باز کردم
با تنی سنگین پیچیدم سمت راه پله ( دوبلکس ) و درست روی دومین پله سنگینی همه ی حرف ها سنگینی اون تهمت ناروا
اوار شد روی سرم فرو ریخت رو تنم چه درد جان به لب رسونی بود بدنم خیلی سریع هشدار داد " ظرفیت تکمیل "
romangram.com | @romangram_com