#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_481


گل های تازه ی مریم به مشامش رسیده . دیگه وقتشه زمان داره از دست می ره میخوام قبل از هر حرکتی تو عمل انجام شده

قرارش بدم و میدم . با یه الهی به امید تو از پشت ستون بیرون میام کیان ناامید از بودن خانوادش برمیگرده بره سمت اتاق خودش

که سینه به سینه من میشه من محکم ایستادم و اون خیلی خوب و مسلط خودش رو کنترل می کنه تا بهم برخورد نکنه ، به این شدت

از تماس جنس مخالف بیزار و ترسانه ؟ گردی چشماش تو اون هاله از نور داد میزنه تعجبش رو اون جا خوردنش رو

- دلارام تو ؟ اینجا ....

انگشت اشاره م نرسیده به لبش نگه می دارم

- هیس فقط گوش کن .

خیلی دستوری جملم رو به خوردش می دم تندتر از انتظارم ساکت میشه انگاری صدای آهنگ تازه به گوشش رسیده باشه

ناباور داره اطراف رو نگاه می کنه مشخصه هضمش براش سخته که من اینجا تو خونه خودش با این قیافه با اون رژ قرمز جیغ


romangram.com | @romangram_com