#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_441
باز دوباره کوبیدن این پله ها با تنی خسته ، در ورودی روی همه اما ادب حکم میکنه باز در بزنم " بیا تو" ی خاله جوابم میشه .
میدونم از چهره ام حال زارم پیداست اون بی حوصلگی تو تمام حرکاتم ریشه دونده تلاش این به چشم اومدن تازه داره سرک می کشه
اون گوش بزنگ بودنا اون چشم به در داشتنا اون ساعت های گرم روزای تابستونی توی بهار خواب انتظار کشیدن همه و همه تازه داره
خودش رو نشون میده ، چقدر خسته بودمو نمی دونستم چقدر کمبود خواب دارم که باید جبران کنم
- این چه حالو روزیه دخترم ؟ رنگُ روی خودتو دیدی ؟
این صورت همیشه همین بوده بدون هفت قلم آرایش بدون لوندی بدون عشوه و دلبری فقط چند روزیه حس زندگی ازش پریده
دلم پره کاسه صبرم لبریز شده دروغ هام به مادرم داره منو تو خودشون غرق می کنن منو این همه دروغ ؟ باید همیشه ترس از مکافاتش
رو داشته باشم ، نمیتونم بیشتر از این ساکت باشم باید حرف بزنم حتی شده برای مادرِ کسی که دوسش دارم و دوستم نداره
romangram.com | @romangram_com