#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_436
- میشه شانسِ من به شهرامِ طلسم شده رفته باشه ؟ نکنه بخت جفتمون باهم برگشته ؟
لبخندش غمگینه ، کنارم می شینه
- یه چیزایی یه کسایی از لحظه ورودشون برات متفاوتن اونم بسته به علایقت داره که برات خاصش می کنه . منو تو مدت زمان زیادی
برای علاقه مون خرج نکردیم خیلی زود به نتیجه رسیدیم که این خواهر و برادر میتونن برای ما بهترین باشن دل من از روزی لرزید که کیانا خیلی
راحت و صمیمی اسمم رو صدا زد صداقت و پاکی لحنش دلم رو لرزوند یادته روز عید اون گردنبند
آره یادم بود خیلی خوب هم یادم بود سوتی ی که کیانا وسط جمع داد و تا چند مدت اطراف آرشام آفتابی نشد
- کم دخترا منو با اسم صدا نزدن ولی اسمم از زبون کیانا یه چیز دیگه بود یه تجربه جدید بود وقتی حسام ندونسته ازم خواست براش پا پیش بزارم
که با خانواده اش یه سر برن بالا برا امر خیر باور کن دروغ نمی گم ترسیدم با هزار راست و دروغ پیچوندمش شبش افتادم به جون خودم
با اون همه سرکوفتی که به خودم زدم از من بعید بود دوست نداشتم یه زن تا این حد به این شدت بتونه منو رامه خودش کنه بتونه نخواسته
و ندونسته روم تسلط داشته باشه ولی اون دختر چشم عسلی با اون چال لپش رکورد دار شد
romangram.com | @romangram_com