#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_422
اوه اوه قیصر وارد میشود . من که خوبه کل جمعیت حاضر گردنشون کج میشه سمت صدای این بهرام خان که در قالب رابین هود
زده بیرون ، خوبه خوبه نه نه عالیه بالاخره آقا داداش ما یه خونی به مغزش رسید . الان که دارم می بینم میگم این نگاه گرد شده
نجلا تو صورت کوچیک پسرش هم نشسته
- شما ؟
- با اجازتون شوهرش
کاش میشد یه کتاب مصور نوشت تا من میتونستم این نگاهای پر تعجب و چشم های گرد شده نجلا رو به تصویر بکشم
- دلارام لطفا رسیدگی کن
لبخند میزنم چون بهترین زمانِ ممکنه ، بهرام آروم میگه چون فاصله ای بینشون نیست ولی برای من که نزدیک ترین فرد بهشون هستم
بلندترین حده صداست
- وقتی آدم بدون اجازه شوهرش راه می افته میره سفر حقشه این بلا هم سرش بیاد
romangram.com | @romangram_com