#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_345
- بزار باشم تنهاس
- دارم میگم به ماچه باز داره حرف خودش رو میزنه
- شما بیا بهرام خان من باهات حرف دارم
با رفتنشون نجلا جونی می گیره تا اون نفس حبس شده اش رو عمیق و صدا دار بریزه بیرون تا بتونه اشکاش رو پاک کنه
- برو دلارام جان ... عصبیش نکن می ترسم دوباره شش روز دیگه اسیر تخت و بیمارستان شه اونم بهرام که متنفره از اینجا
- چرا نیمودی دیدنش تو که خوب می دونی چند روز بستری بوده ؟ پرستارا بهم گفتن یه خانم جوان هر روز سراغش می گیره .
- دیدنم حالش رو بدتر می کرد و ....
- آروم باش مراقب لب و دهنت باش .. . گرسنه نیستی ؟
سرش چه سنگین روی بالش تکون میخوره
romangram.com | @romangram_com