#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_319


- برگشتنش نشون میده تو رو فراموش نکرده نشون میده یه حرفایی داره داداشم بیا تمومش کن ، سر این زخم رو بسوزون

- چیکارش کنم ؟ من آویزون نجمه و نجلا آویزون من

عرق کنار رستنگاه موهاش رو می گیرم و به این نتیجه می رسم چقدر جنس دستمال کاغذی ها بد شده

- بیا ادبیاتمون رو عوض کنیم . آویزون نه علاقمند یا حتی عاشق

- نمی تونم کور بشم و همه چی رو ندید بگیرم . دُرست کم سن و سال بودی ولی باید خوب یادت باشه

با این که آخر حرفاش یه نفس عمیق می کشه با این که تلاشش نفس گیره باز داره تلاش می کنه برای ادامه ی حرف های نگفته اش

- به خدا نجلا اونقدرا هم که تو بزرگش می کنی دختر بدی نیس فقط به خاطر کارش ازش کینه دا ....

- این کینه تبدیل به نفرت شد

روی صندلی پلاستیکی کنار تخت می شینم ، سر و گردنش از تب و تاب می افته می چرخه سمتم


romangram.com | @romangram_com