#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_315


اون خندش شادی میشه می شینه رو تمام خستگی هام ،ایستادم کنارش ، اشک من بود چیک روی ملحفه سفید آرم خورده بیمارستان ؟

دست بی جونش به گونه م نمی رسه خسته از این تلاش بی ثمر دستش کنارش می افته

- پیش مرگت بشم

با انگشت اشاره دست می کشم رو جزء به جزء صورتش که میگه

اگه منم مرد میشدم دیگه هیچ تفاوتی با داداش بزرگم نداشتم . لمس می کنم تمام اجزایی که دخترونه اش تو صورت خودم نشسته





- ته ریش بهت میاد .

سکوت تا خالی شم از نگفته های این شش روز


romangram.com | @romangram_com