#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_305
- نمیخواین تلفن رو وصل کنید ؟ آخی تا کی ؟
- تا وقتی این سرو و صدا ها بخوابه ، هیچ کس توان رو به رو شدن باهاشون رو نداره . مامان داره یه بند نفرین میکنه بدرقه راهشون
- از مامان بعیده
- پای بچه بیاد وسط از مادرا هیچی بعید نیس
ساعت دوِ بعد از ظهره بعد از اون نهاری که به زور ریختن ته حلقم حالا هم منو پایین منتظر نگه داشتن تو پارکینگ تا کــــی بشه بیان . نگاه سرگردونم بین
در آسانسور و ساعت مچی بند سفیدم می چرخه " پارکینگ " می زنه بیرون از اتاقک ، نگاش منو شکار می کنه سوالی نگاه می کنه و من
احساسم تو این روزا شده مث همون پرونده های راکد تو دادگاه ، ایلون و ویلون بین این اتاق و اون اتاق . اونا همش یه امضا کم دارن من یه بهرام
تا نیاد جا گیر اتاقش نشه نفس من سر جاش نمیاد زندگی من روتین خودش نمی افته . داره سمت ماشینش می ره اما یه چیزایی سد راهشن
سرعتش تند و کند میشه میتونم تشخیص بدم قصد داره برگرده ولی یه چیزی یه جوری مانع شده بهم القا میکنه یه حرف نگفته داره
romangram.com | @romangram_com