#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_297


- نترس دختر له نمی شی ، برو یه دوش بگیر چند ساعتی بخواب خواستی بری زنگ بزن

و من تنها با اون همه غصه روی دوشم یه " هوم " از گلوی بهم چسبیده ام خارج میشه . بعد از حمام زیر دوش آب سرد که دندون هام رو ریتم وار بهم

می کوبه زیر قطرات آبی که با اشکام قاطی میشن تو اتاق داداش بهرام رو تخت یه نفره اش با حس بوی عطرش از روی اون بالشت نرم

و باریک می شینم دراز کش می شم و هیچ موقعیت مناسبی برای یه جور آروم گرفتن پیدا نمی کنم

بی طاقت میشم وقتی یادم میاد چقدر متنفره از اون بالشت های سفت و سخت بیمارستان

دارم تاب می خورم بدون تاب بدون جدا شدن از زمین اونم روی تخت، یه غده یه حجم بی وزن داره بین گلوم بالا و پایین میشه ،

نه با این قورت دادن های پی در پی پایین می ره نه زیر دلم می زنه و بالا میاد و من دارم با این موجود شناخته شده دست و پنجه نرم میکنم

با این بغضی که بار ها شیکست و فرو نریخت با این هراسی که دارم و پناهگاهی نیست برام

از همه این دنیا از تمام دار دنیا سه تا داداش نمیخوام فقط همونی رو میخوام که روی تخت سخت و خشک بیمارستان خوابیده


romangram.com | @romangram_com