#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_268
- ول کن دیگه بزار حرفم رو بزنم
- تا الان هم شما داشتی حرف میزدی. زود باش بگو باید برم اخه بانو صدیقه دارن بعد هرگزی برای شام تشریف فرما میشن
- دلارام اعصاب ندارم یه چیز میگم ناراحت میشیا
- ما که هم از در خوردیم هم از دیوار شما هم روش
اون سه تا گیلاس مشهدی های بزرگ رو یه جا فرو می کنه تو حلقم
- بمیررری .. خفه... میشم
- حرف نزن خفه نمیشی . جدی باش میخوام جدی حرف بزنم
برای موافقت توی اون عملیات بزرگ تنها سر تکون میدم . کیانا خط به خط مو به مو واضح و روشن باز میکنه برام اون نقشه رو
اونقدری گفت و دلیل آورد تا قانع شدم تن بدم به نقشه ای که برام ریخته بود ، به اون برو بیایی که حضور منو تو زندگیش پر رنگ تر کرد .
romangram.com | @romangram_com