#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_265


بهتره دیگه نگم از اون حال و احوال تکراری . بهتر پرش داشته باشیم تا جایی که کیانا با حرص داره از من تو اتاقش پذیرایی می کنه

- میشه اون نیشت رو ببندی ؟

- خب چرا ؟ باور کن خوشحالم

- ولی من ناراحتم

- دونستن من اینقدر برات سنگین تموم شد ؟

- ربطی به تو نداره وقتی قرار نیست به نتیجه برسیم چرا باید همه جا رو پر کنیم ؟ یا به قولی بشم سقز دهن مردُم ؟

- با چیه آرشام نمی تونی کنار بیای ؟ این جبهه گفتاری چیه گرفتی ؟

- با اون پریسای کنه با اون شغلش با اون زنایی که قرار باهاشون کار کنه دلارام من برای جنگیدن به دنیا نیومدم من خیلی زود می تونم عقب بکشم هر چند هم که تا سر حد مرگ عاشق باشم خودم رو می شناسم که دارم میگم نمیخوام همیشه ترس از دست دادن مَردم رو داشته باشم .

مدلینگ شغلی نیست که من بتونم باهاش کنار بیام اون زنایی که قرار به هوای


romangram.com | @romangram_com