#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_253


ناچارا قد علم میکنیم پیش چشمای وحشی اش . دست رو شونه ام میزاره یه جورایی داره هول میده انگاری اره

ای خدا من کی اینقدر خراب برادر شدم که لال مونی گرفتم ؟ من ، آرشام ، زور گویی اون ،ساکتی من ؟ آخه مگه میشه ؟

مگه امکان داره ؟ فقط یه چشم غره ؟ اونم من ؟ ما رو جلو می ندازه و خودش به فاصله چند قدم ما رو همراهی می کنه

وقتشه درست جلوی این خان زاده خوشتیپ و عاشق

- میگم تعارف نزدم بیای پایین یار نبودا الان تازه رسیده ، قربون بشم الهی با این موهاش

خانم جوری وسط راه پنجر میکنه که یارو پشتی بی هوا می زه بهش . میشه گفت قشنگ کمر چسبوند به سینه این خان زاده متعجب

نه فقط آقا زاده بلکه خانم زاده هم متعجبه نگاه آقا به خانم نگاه خانم به من لبخند مچ گیرانه دار .

اینم یه بُعد جدید از کیانا خانم ، چیزی که تا قبل از دیدنش فکر نمی کردم تو اون جسم ظریف و باریک با اون

لوندی های ذاتی کاشته شده باشه ، اخماش رو ندیده بودم و دوست هم نداشتم این نگاه پر غیض و غضب رو ندیده بودم دوست هم نداشتم


romangram.com | @romangram_com