#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_218
- من خوبم . مُسکنم برا این روزاست دیگه لطف کن به بهرام بگو باهام تماس بگیره . شب خوش .
شب و روزت خوش . دست علی به همرات . اوفی چه سبک شدم چه خالی شدم از نگرانی و اینها همه تاثیر پذیری از یه تماس بود ؟
شام رو تونستم با تسلط بیشتری به روی قاشق و چنگال بخورم ،
با فشار زیاد روی عصب های چشمم تونستم نیفتم تو مسیر صحبت تلفنی داداش با کیان ، می دونستید گوش ها
قابلیت اینو دارن که کنار شما باشن ولی چند متری اون ور تر فعالیت کنن ؟ من اینو امشب خیلی خوب فهمیدم و از خدا بابتش ممنون شدم
تونستم شوخی های خرکی آرشام رو تاب بیارم ولی تذکر جدی مامان مینو خیلی خوب و به وقت اونو تو لاک برد
- آرشام مامان بس کن دلارام حالش خوب نیس .
نگاه بابا تیز نگاه آرشام مسخره و داداشم صبورترین تو زندگی بهترین تو کار سوالی بهم زل زده ، یه چشم و ابروی ریز
تکون میده میدونم تو ذهنش رد میشه " چیزی شده " . امروز و امشب تمام واکنش های من زیادی بی حس و بی جون شده
مث همین لبخند که طرحش زیادی کمرنگه اما می رسونه " نگران نباش " . به سفارش بابا جون از شستن ظرف مرخص میشم
romangram.com | @romangram_com