#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_204
خب چه دردیه این همه فرمون پیچوندن ؟ فکر مچ بیچاره خودت رو می کردی .
به همون سرعتی که ماشین رو پارک کرد من خیلی سریع تر وداع کردم با این خواهر و برادر دهن باز کرده از تعجب و چند دقیقه کوتاه بعد اتاق خودم قلمرو فرمان روایی دلارام
غلط نکنم یه ساعتی میشه دارم دنبال اون گوشی بی مصرف می گردم هر طرفی می رم دست خالی بر می گردم . تا اونجایی
که داداش زنگ زد و حرفش این بود اگه میخوای بیام دنبالت یادمه که دستم بود ولی از اینجا به بعد رو هر چی فشار میارم به این مغز
به گل نشسته خبری نیست که نیس . میگم نکنه اون ساک شنای نا مرتب رو می کشیدم پایین افتاده باشه تو پارکینگ ؟ با اون شتابی
که من برای فرار از نگاه تیز و برنده این پسر داشتم بعید نیس . ای خدا حالا یکی بیاد منو با این حال و روز مسخره جمع کنه تا پارگینگ ببره .
مجبورم مجبور مامان بدش
میاد چی گم کنم یعنی به حدی رو روح و روانم قدم میزنه تا پاشم پیداش کنم و گرنه من کجا و مخاطب خاص کجا ؟
فضای تاریک پارکینگ با اون چشم الکترونیکی روشن و خاموش میشه و من برای دید بهتر باید هم سان یه جانور ناشناخته همه جا بپرم و خودی نشون بدم
انگاری باید باور کنم الک الکی موبایلم رفت که رفت
romangram.com | @romangram_com