#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_194

درست که شهد و شیرینی این فریب خوردن تو دهنمه اما افکارم زیادی تلخ و گسه ، برای این باید چیکار کنم ؟ چی مغزم رو شست شو میده با یه چی به شیرینی فریب خوردن ؟

توی رختکن مزین شده با کاشی های ریز آبی کنار در خروجی منتظرم تا کیانا ول کنه اون آینه بی صاب رو . امروز زیادی اسلموشن شده

و از این منو امروز با این عصب سیم پیچی شده از این جو متشنج اتاق کوچیک مغزم به دوره تحمل این دور کُند .

- ول میکنی یا برم ؟

- صبر کن خب دارم آماده میشم

- یه مایوی دیگه لباس عروس که نیس

ندیده می گیره اون لحن پر از غصب ام رو اون حالت های عصبی رو . رفیق نیمه راه میشم تن میدم به آب ولرم کاش آب سرد بود که این

تب من فروکش میکرد . میون جمعیت ایستاده توی آب رو به روی اون مربی شنا به این فکر میکنم من به چیه کیان دل خوش کردم ؟

در عرض چند صدم ثانیه می چرخم تو رمانهای بایگانی شده گوشه اتاق و ذهنم . کیان شبیه به هیچ قصه ای نیس ، اون ایلیای

" چیزهایی هم هست " که تموم دوست داشتنش رو توی هم .... شی ریخت نبود اون سپهر " غزال " که عاشقانه پایه غزال نشست

romangram.com | @romangram_com