#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_132

بهرام - تو کی باشی که برای مادر من تعیین تکلیف کنی؟ تا دارم با روی خوش میگم برو بیرون

صدیقه - خواب دیدی بهرام خان شکایت میکنم ازتون ، دیه اش رو از تو حلق اون آرشام بی پدر می کشم بیرون

بهرام - صــدیقـــــه

مامان - ای بی انصاف

- آرشام هنوز بی پدر نشده ، پدرش اینجاست . چی میخوای دیه ؟ بخوام دیه بدم یه کاری میکنم تو دنبال دیه خودت باشی

فدای صلابت و لحن کوبنده بابا حسین بشم که با وجود این همه بی احترامی بازم حرمت نگه داشت .

صدیقه - ا... واقعا ؟ آرشام پدر داره که زده دهن برادرش رو جر داده ؟ مرده که گرفته زده دهن برادرش رو خورد کرده ؟

بابا - زده ؟ شهرام هم تنش میخاریده که زده . شهرام هم زبون داره هم دست پا کاسه داغ تر از آش نشو برو بگو خودش بیاد . داداشن باهم صلاح میرن تو بکش کنار . در خروج رو که بلدی ؟ بهرام بابا ...

صدیقه کادو پیچ از خونه انداخته شد بیرون ، صدای هق هق گریه مامان رسا بالا می رسید . عصب هام تو بدترین حالت ممکن قرار گرفتن منم گیجم از این همه دستور بی اجرای مغزم . ناراحتم ، خشم دارم ، حس حقارت پیش چشمای به زیر انداخته کیانا ، تنفر از صدیقه همه و همه از من یه دختر بی حس ساخت که افتاده روی تخت

- وضعیت شهرام اینقدر بد بود ؟

romangram.com | @romangram_com