#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_130

- هیش ترسیدم . هیچی بابا با شهرام سر مامان بحث کردن صدیقه حرف زیادتر از دهنش زده بود آرشام حالش رو گرفت

- تو به زخم پیشونی آرشام میگی بحث ؟ هنوز خونش بند نیومده بود

آها گرفتید این کیانا خانم هم آقا گفتن از دهنش افتاد ؟ یه بوهای داره از بین این سوالا های پشت سر هم این کند و کاو بی سابقه از کیانا به مشام می رسه شنیدین میگن طرف رو دست زده ؟

- تو نگران آرشامی ؟

تا لبخند ناشی از جمله اولش میاد رو لبم جمله دوم پسش می گیره

- هر کی باشه نگران میشه . این یعنی حس انسان دوستانه .

خب این کاملا طبیعیه که منم اشتباه کنم و این نگرانی انسان دوستانه رو بزنم پای یه علاقه تازه شکل گرفته .

- چشم عسلی نگران نباش آرشام بیدی نیست که با این بادا بلرزه باید بودی شهرام رو می دیدی

ای لعنت به دهنی که بی موقع باز بشه ، بازم این درس روباه و زاغ برای من درس نشد که نشد . خیلی سریع سفره انداخته رو جمع میکنم

- ول کن بابا بگو ببینم چی شد اومدی پایین ؟

romangram.com | @romangram_com