#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_105


ای خود خدا خیر ببینی دختر جون منه بیچاره رو تو دو روز بی خبری گذاشتی الان میگی " نگفتم " خب یه کلام می گفتی برنامتون چیه قراره چه آشی بپزین که منه بیچاره ته دیگ شدم از بس سوختم گفتم کی میاد کی میاد ؟

کیان صندوق بالا زده منتظر خواهرشه ، منم جای کیانا بودم با دو تا پای سالم به این تندی خیزمی رفتم برای قابلمه ااااش

- بابا جان آروم تر

زحمت می کشه آروم تر میره تا بهش می رسم ، کیان کنار می کشه به فاصله خواهرش کنارش می ایستم

- چه بلایی سر پاتون اومده ؟

الان باید باور کنم این آقای آقای هیچی ولش کن یعنی باید باور کنم برای کیان مهم شده سرگذشت پای نگون بخت من ؟ من که میدونم تو طبیب هر دردی نباشی این قلبی که داره ضربانش کم و زیاد میشه میتونه رو طبابت تو حساب باز کنه .

- یه زمان بدی اشتباه بود دقیقا فرود اومدم کنار کنده اتیش

- الان چطوره ؟

اگه شما دردی حس کردی منم حس میکنم . خوب مگه میشه این بنده خدا حال منو بگیره من بد باشم اصلا خودش مسکنی بوده و من تازه با خبر شدم


romangram.com | @romangram_com