#چشمان_سرد_پارت_295


آراد-البته بهش هم میگن دوئل مشترک!نگفتم آریاتو وطنین اگه باهم ازدواج کنین مدام درحال جنگین؟

هردومون لبخندی زدیم وگفتیم

-همینش هم خوبه

حسام آرادهم هردوباهم گفتن

-اووووههههو!نه بابا

طرلان-حالاآریاشرطت چیه؟

من-مگه آریابرده که شرط بزاره؟

بهناز-طنین نزن زیرش دیگه!همه میدونن اون برده

-امااون تقلب کرد

حسام-عجب تقلبی هم کرد!ازآریااین کاربعیدبود!

آریاهم خندیدوگفت

-چرا؟مگه من آدم نیستم؟

آراد-حالافهمیدیم هستی!

همه باهم خندیدیم .بچه هاهم هرکاری کردن آریانگفت شرطش چیه.فقط گفت به روزعروسی مربوط میشه!

که بازصدای پسرادراومد!بیشعوراهمشون فکربدکردن .آریاهم خندیدوگفت

-ک*ث*ا*ف*تای منحرف!منظورم توی جشنه!همتون میبینین!

اوناهم ذوق زده گفتن





-ایول!

***

آریا





آراد-آریاهنوزم نمیخوای بگی شرطت چیه؟

-نچ!

-زهرمار

بعدهم اومدجلوکراواتم رودرست کرد.یه کت وشلوارمشکی باپیراهن سفیدپوشیدم والبته کراواتم هم نوک مدادی بود

دسته گلم روبرداشتم وبایه لبخندتوی آینه برگشتم طرف آرادکه صورتم روب*و*سیدوگفت


romangram.com | @romangram_com