#چشمان_سرد_پارت_237
-اینجورکه به نظرمیاد
بعدهم برگشتم بهشون نگاه کردم که دیدم بهنازاخمی کردوازآرادجداشد.آرادهم به طرف ماچرخیدوباگیجی سرش روخاروند
آریا-فکرکنم داداشم گندزد
-دقیقا
همون موقع آرادنزدیک شدوگفت
-چرااینجوری کرد؟
آریا-مگه چی بهش گفتی؟
-گفتم چشات یه حالت بامزه ای کوچیکه
باحرف آرادخنده ی بلندی کردم
بهنازچشاش ریزبودامامژه های بلندی داشت که چشاش روبامزه وجذاب نشون میداد
آریا-آخه برادرمن این هم طرزتعریف کردن ازیه خانومه
-بروبابا!توکه خودت بدتری
-حداقل اینجوری گندنمیزنم
من هم باخنده گفتم
-بهنازخیلی روچشاش حساسه
آرادمظلوم گفت
-امامن نمیخواستم مسخره اش کنم قصدم تعریف بودچون چشاش خیلی بانمک وجذابه
-میدونم!نگران نباش راضیش میکنم
بعدهم اوناروترک کردم وبه سمت بهنازرفتم که بااخم برگشت طرفم وگفت
-اه!این پسره کی بودمنوکنارش ول کردی رفتی؟پسره احمق
خنده ای کردم وفگتم
-خیلی پسرخوبیه!
عصبانی شدوگفت
-کجاش خوبه پسره منگل
-میدونم چی گفته اما تودیوونه ای که نذاشتی بقیه حرفش روبزنه بیچاره میخواست ازت تعریف کنه
باتعجب بهم نگاه کردکه ادامه دادم
-اومده میگه نمیدونم چراناراحت شد؟!من ازحالت چشاش خوشم اومده بودفقط ازش تعریف کردم
-آخه این چه طرزتعریف کردنه
-به دل نگیر!اینقدرپسربامزه ایه که فورابهش جذب میشی.
romangram.com | @romangram_com