#چشمانی_به_رنگ_عسل_پارت_507

- تو که هنوز اینجایی ، نمی آیی بیرون؟

- دلم نمی یاد! باید به فرهاد خان تبریک بگم ، اینجا فوق العاده اس! مثل رویا می مونه ، نمی شه من اینجا باشم؟

مرا بسمت در کشید.

- نه عزیزم، نمی شه! میخوام تا قبل از تاریک شدن هوا ، « آرام» رو نشونت بدم

- آرام؟!

از لحن پر تعجب و مشکوک من به خنده افتاد

- اسبم رو می گم بابا! چرا اینطوری نگام می کنی؟!


romangram.com | @romangram_com