#چشمانی_به_رنگ_عسل_پارت_505
- معلوم هست حواست کجاست؟! ببین چقدر از همه عقب افتادی!
نگاهی به الهام و شایان که دست در دست هم جلوتر از ما حرکت میکردند، انداختم .
- وای خیلی قشنگه!من مجذوب اینجا شدم
- بهتره زیاد از من دور نشی چون ممکنه یه وقت گم بشی!
چند قدم جلوتر رفتم و از او فاصله گرفتم :
- چشم قربان! امر دیگه ای ندارید؟
بدون آنکه نگاه خیره اش را از چشمهایم بگیرد ، به سمتم آمد .با آن ژست بامزه شبیه معلمی بود که قصد تنبیه شاگرد بازیگوشش را دارد . در همان حال گفت:
romangram.com | @romangram_com