#چشمانی_به_رنگ_عسل_پارت_475

نمی دانم چرا یک لحظه احساس کردم باید شیطنتش را بنحوی تلافی کنم .با بدجنسی تمام، حالت غمگینی به خود گرفتم و گفتم:

-اِ خوب شد گفتی! میخواستم بگم متاسفانه ممکنه یه مدتی نتونم بیام شرکت!

با ناباوری سر بلند کرد و نگاه ناراحتش را به چهره ام دوخت .

- چند روز؟!

- دقیقا نمی دونم؛ شاید چند روز ؛ شاید چند هفته و شایدم چند ماه!

انگار به گوشهایش اعتماد نداشت .قدمی نزدیکتر آمد ، چهره اش چنان درهم شد که دلم برایش سوخت .

- متوجهی که چی داری می گی؟! چند ماه غیبت؟ آخه چی شده؟!


romangram.com | @romangram_com