#چشمانی_به_رنگ_عسل_پارت_363

- آخه می ترسم!

- مگه چیزی اینجاست که تو رو می ترسونه؟ از چی می ترسی؟

- از تو!

چشمهایم گرد شد! کاملا به سمتش چرخیدم .

- از من؟!

با خونسردی نگاهی به جانبم انداخت و دنده را عوض کرد .

- بله از تو ! وقتی اینطور با اخم نگام می کنی زبونم بند می یاد ، اصلا یادم می ره چی می خواستم بگم! اینو زدم که راحت تر حرف بزنم!


romangram.com | @romangram_com