#چشمانی_به_رنگ_عسل_پارت_303

با دلخوری به روبرو خیره شدم و با سر تصدیق کردم. ولی او پیاده نشد .به سمتش برگشتم و با تعجب گفتم:

- خب؟!

- آها! حالا درست شد، قهر توی کار ما نیست!

- ولی من قهر نکردم ، فقط دلخور شدم

یک دنیا مهربانی به صدایش پاشیده شد .

- ولی عزیزم من بخاطر خودت گفتم . فقط برای اینکه اذیت نشی. حالا که ناراحتت کردم ببخشید .روشن کن برو توی کوچه تا بگم کجا نگه داری

با آرامش لبخندی زدم .


romangram.com | @romangram_com