#چشمانی_به_رنگ_عسل_پارت_263

از شیطنتش خنده ام گرفت.

- آخه کی گفته تو خیلی بامزه ای نمکدون؟!

قهقهه ای زد.

- اِ .......تو که شیدا خودمونی !من فکر کردم از فامیلهای سانازه، با خودم گفتم آخ جون چه کیس مناسبی!خیلی حیف شد!

چند شاخه گل را که در دست داشتم بالا آوردم و به بازویش زدم .

- واقعا که خیلی لوسی مهران!برو دنبال کارت تا به دایی نگفتم با کمربند سیاه و کبودت کنه، بی حیا!

خنده سرخوش دیگری کرد و پا به فرار گذاشت .


romangram.com | @romangram_com