#چشمانی_به_رنگ_عسل_پارت_255

- راستی الهام جون یه سوال داشتم .البته قصد دخالت ندارم فقط میخواستم بگم فکر نمی کنی اگه یه ماشین داشته باشی راحت تری؟ آخه اینطوری اذیت می شی؟

چهره اش به یکباره غمگین و افسرده شد .

- می دونم شیدا جون، ولی من از ماشین بیزارم!باورت میشه اگه بگم یه اتومبیل صفر کیلومتر دارم که توی پارکینگ خونه خاک میخوره و پدر هر سال برام عوضش می کنه و یه مدل جدیدتر می خره تا شاید یه روز ازش استفاده کنم؟!

با تعجب نگاهی به سویش انداختم:

- خوب چرا این کار رو نمی کنی؟!

- من بعد از اون اتفاق شوم و دلخراش از هرچی ماشین و راننده اس متنفر شدم .

- کدوم اتفاق؟!


romangram.com | @romangram_com